|
نگران!...مشوش!...نا اميد!..خسته!... متنفر!...افسرده!...گريان!...اينا وضعيت ادمايي كه هر روزاز كنارشون مي گذريم ...
*/لحظات پر تشويشتو تجربه كردم ...مي كنم ..هنوز هم مي كنم ...نگراني دائم...اضطراب دائم...اينكه فردا بيدار مي شه ..اگه مي شه سالم بيدار مي شه يا همچنان...!
*/دختر آقاي زرينچه يادتونه؟مهرانه چي ؟لاله و لادن چي ؟مي شه رفت تا آخر...اگه مشهور باشي ...اگه آقا باشي...اگه تبليغات با تو باشه ...تو خوب مي شي و بقيه هم وجدانشون!آروم مي شه از اين كار خيرشون:” ..حالا بريم بخوابيم!!!!!!!!!“
*/مي گن آزمايشه ...مي گن امتحانه ...مي گن كفاره ي گناهان!(من نمي فهمم يه بچه دو ساله چه گناه عظيمي مي تونه مرتكب شده باشه كه كفارش يه عمر زجره...)
*/مي گن خدا چه صبري داره ...مي گم بنده ي خدا چه صبري داره!
مي گن اختلال در نظم كلي جهان هميشه جايي بازتاب داره ...مي گم شايد اين ها بازتاب اونهاست !
مي گن نبودنم بهتر از بودنمه ...مي گم مگه فقط فرد مهمه؟
مي گم چرا بايد امتحان بشيم؟...چرا بايد باشيم كه امتحان بشيم؟
مي گم چرا بايد كفاره بديم؟...چرا بايد باشيم كه كفاره بديم ؟
مي گم چرا اصلا به خاطر چيزي كه درونمون از قبل گذاشتن! ما بايد كفاره بديم؟...
*/چاره اي جز بيخيالي و گذشتن مي مونه؟ |
|
|
بودن یا نبودن...مسئله زندگی کردنه!!! |
|
|
چشمهاش ...تو نگاه اول توجه جلب مي كرد ...حالتي تو نگاهش بود. ..عينك باعث مي شد نتونم ببينمشون با اين وضوح...يه عينك نيم بيضي با قاب مشكي ...ظاهرشو(با اون چادر مشكي) مسنتر مي كرد و جدي تر ...فكر نمي كردم چشمهاش اينجور باشن ...گاهي صاف بودن...مي درخشيدن...شيطنت آميز!(بخصوص موقع لبخند!)گاهي هم - مثل حالا-كدر...خسته ...گمان مي كنم با قطره اشكي در حال شكل گيري ...همه چيزش از اونجا نشات مي گرفت ...تمام تغييرات فكريش آن لاين ميومد تو نگاهش (گاهي باورم ميشه ...كه چشمها دروغ نمي گن ...كه آيينه ي روحن...دارم مي بينم!!!)...نمي دونم چه مدت بود كه داشتم نگاهش مي كردم.. نگاهشون مي كردم ...ديدم ...تغييرو ديدم... رگه اي از ترديد و تو چشماش ديدمو اخم!...عينكشو گذاشت ...روشو برگردوند و مشغول كارش شد ...من ولي... نتونستم...بايد منم از اتافق مي رفتم بيرون ولي نرفتم ...همونجا وايسادم و همينجور نگاه كردم ...برگشت ...جادوباطل شد...شده بود همون ادم قبلي :”پس شما اينو هم بدين به آقاي {..}...فعلا“...همين!
*/يه جورايي خيالم راحت شد! |
|
|
ادمها هميشه دنبال ايجاد نظمن...چرا؟چون از تغييوغير قابل پيش بيني بودن مي ترسن..همه چيز و تو فرمولهاي رياضي جا مي دن ...انواع تصاعدها و رابطه ها تا بتونن حركت بعدي رو پيش بيني كنن...انواع فالها :ورق.قهوه.كف.ستاره شناسي ....همه و همه براي حفظ و تثبيت موقعيت ها اومده....
ادمها هميشه از كسي كه فرق داره دوري مي كنن...از يه رنگ پوست متفاوت ...كيش و آئين متفاوت...كشور متفاوت ...فرهنگ متفاوت...فكر متفاوت...مي خوان محوشون كنن..نمونه ي اين مدعا هم اعمال تا كنون عمل شده ...كتابهاي نگارش شده ...شعرهاي سروده شده ...حرفهاي زده شده است ...اگه فرق داري بايد نابود شي ...فرقي نمي كنه كه تا چه حد شبيهيم ...فرقي نمي كنه در چي فرق داري ..ما بايد ركود و ثباتمونو حفظ كنيم و تو اون سنگي هستي كه ارامش بركه رو ازش مي گيري پس بايد بميري!!!!(مرگ به معني نابودي تغيير!)
هيچ كس حق ندارد بر خلاف جريان آب شنا كند!
هيچ كس حق ندارد همرنگ نباشد!
هيچكس حق ندارد همسو با تفكر عمومي نباشد!
هيچكس حق ندارد...
هيچكس حق...
هيچكس...
...
و اينجوري مي شه كه جامعه تبديل به يك جامعه تك سويه مي شه ...استريليزه هموژنيزه!...راكد و غير پويا!...دنياي ادم ماشينيها!!!
|
|
|
سودهاي كلان از سرمايه گذاري هاي كلان حاصل مي شن!
*/خوشحالم كه خوبي...ولي يه نشونهاي چيزي لطفا!
*/كارم دو باره تمديد شد...يه هفته در ميون عصرها!ته حاله نه؟
*/ميگه :”الهي!گرگ بي آهو نمونه“...مي گم :الهي!
*/غرورم مي گه نه ...شايد دوست نداره ...ولي ...ولي همون دل نداشتم مي گه اشناست...من مي شناسمش ...برو جلو خوشحال مي شه!...غرورم هميشه پيروزه! |
|
|
براي آنان كه مي خواهند زندگي كنند, نه درباره آن فكر كنند
عشق بورزند, نه در باره آن بينديشند
باشند, نه درباره آن فلسفه ببافند ;
راه ديگري وجود ندارد.
عصاره ي لحظه ي حاضر رابنوش, قطره قطره ي آن را بكام بكش ,چون اين لحظه مي گذرد و بازگشتي نخواهد بود.
*/خب مني كه مي خوام زندگي كنم ,اما با فكر
عشق بورزم, اما با انديشه
باشم ,ولي با آگاهي از فلسفه بودنم
چه راهي وجود داره ؟كسي مي دونه ؟؟؟
*/مي گن ما شور نداريم ...شادابي نداريم...انرژي نداريم ...جووني نداريم ...
*/خداييش راستم مي گن اما...! |
|
|
جوان كه بود زن خوشگل مي خوات.
كمي كه سنش جا افتاد زن عاقل و تحصيلكرده مي خواست.
الان كه پير شده پرستاري مي خواهد كه فقط تر و خشكش كند و چيزي نگويد!
|
|
|
ادمها ...نمي دونم ... ميان يه راهيو انتخاب مي كنن...معمولا اينه كه چون فكر مي كنن درسته اينكارو مي كنن...درست ترين راهي كه وجود داره ...به دلايل متعددي اين راه ممكنه اشتباه از آب درآد.خب..تا اينجاش مشكلي نيست ...ممكنه يه ا د مي هم پيدا بشه بهش بگه آره داداش من ...آره آبجي ...اين راهت اشتباهه
...زندگي ت. نابود مي كنه ...نمي توني به يه اميد واهي (چون هنوز تحقق پيدا نكرده و اين سيب هزار و دو چرخ مي خوره تا زمين بياد!)دل ببندي ...حالتو از بين ببري ...الان زندگي نكني ..نمي توني زمان متوقف كني ...باور كن !
بعد اون چي جواب مي ده ؟يا مي گه آره روش فكر مي كنم يا مي گه نه اصلا ...اين راه منه تا رسيدن به اون آرزو ...حالا بعدش ببينم چي مي شه !!!همين مي شه كه هر جا ميري افسردگي ...غم ...نا اميدي ...ياس ...فلاكت ...تيره بختي حاكمه ...همينه كه هميشه يكي داره هزار تا ندارن ...همينه كه ادمها حرفهاي خوب مي زنن ولي وضعشون...!همينه كه تو اينجور مي خوني...و همه هم باهاش همذات پنداري مي كنن!باور كن!!!تغيير...تغيير..تغيير |
|
|
دقت كردين اين اوخر(يه سال اخير )چقدر ميزان مرگ و مير هاي جمعي زياد شده ؟يا قطار منفجر مي شه ...يا هواپيما سقوط مي كنه ...يا زلزله مياد...يا آتشفشان ...يا توفان ...يا تسونامي...يا كاترينا ...يا آنفولانزا ...
اووووووووووه!اونقدر زيادن كه ا د م نمي تونه بشمردشون !
هر كسي يه چيزي مي گه ...ولي هيچكدوم از دلايل قانع كننده نيست .يا منو قانع نمي كنه ...بهر حال فكر كنم فقط گذشت زمان مشخص مي كنه ...*/هي...يادش بخير اون قديما...مي گفتيم مي خنديديم...3-4 بار در روز آپ مي كرديم!!!...اما الان ...تفلدت ريفيقمون مي شه اونوقت ما در خواب ناز بسر مي بريم!...اي روزگار!!!!!
*/گندمك گشنيز به دست !تولدت مبارك!!!!!:”بگذار بگويم كه در جامعه اي غير آزاد مي تواني آزاد باشي .در جهاني سياه بخت سعادتمند باشي.مانعي از سوي ديگران نمي تواند وجود داشته باشد .مي تواني دگرگون شوي!“همين! |
|
|
چرا همه ي شاهزاده ها زيبان؟
چرا همه ي شخصيتهاي اصلي داستانها زيبان؟
چرا همه چيزاي خوب(بعضيا مادي ...بعضيا معنوي ...بعضيام جفتش!)رو ما براي زيبا رويان اين عالم تصور مي كنيم؟
هميشه اينجوريه :پسر ثروتمند خوشقيافه ي جذاب داشته با اسبش يا سگش يا هر چيز ديگه اي تو جنگل قدم مي زده يهو صداي يه آواز زيبا!...مي ره جلوتر مي بيني واووو!يه دختر جوون پريچهر مه پيكر با يه صداي آسموني مشغول آواز خوندنه !!!
يا اينكه اينجوريه :دختر خانم زيباي جذاب مايه دار يهو متوجه اون پسر خوشقيافه ي هات!!!ماماني ما خوذ به حيا مي شه كه يه پاپاسي هم نداره تو كل اين دنيا و اون دنيا!
يا اينكه مي گيم:يا ابوالفضل قربون چشاي خمارت ...چه قد رعنايي داري تو اي قمر بني هاشم!اي همه در كف جمالت كف و خون بالا آوردن!!!
يا اينكه تا با يكي مثلا مي چتيم كه از طرف خوشمون مياد اونو فوقالعاده زيبا مجسم مي كنيم پيش خودمون!
يا اينكه ...يا اينكه يه نفري بر مي گرده مي گه اگه خوشگل بودي كه مي ذاشت آدم حسابي اسمتو!
يا اينكه ...اااااوووووووووه!مي تونيم اين يا اينكه ها رو تا نا كجا آباد ادامه بديم!
خداييش ..چرا؟
*/خب شخصيه ديگه ...اينو گفته بودم از اولش نگفته بودم؟
*/من ترجيح مي دم بفهمم و ديگران آزارم بدن تااينكه خودموبه نفهميدن بزنم و خودم باعث عذاب خودم بشم!
|
|
|
من اینجام...اونجا نیستم ...دیار خودم!!!خیلی جالبه همیشه دوپینگه برام...
من آن شده بودم ...ولی با مسنجر ۵.۶ می دونی چرا؟برای تو...تو..و تو!که خدا رو شکر اونم ویروسی بود گویا!احتمالا تا ۵ شنبه میام.تا اون موقع هم دیگه آپ نمی شه اینجا.
همین! |
|
|
چي بگم من؟...چه گناهي مرتكب شدم؟حداقل تفهيم اتهام كن!بعد محكوم!!!...  |
|
|
 دلی که در برابر عشق و محبت نلرزد فاتحه اش خوانده است!!!
یوهووو!اینجا اینترش کار می کنه ...شکلک داره ...همه چی داره...!!!
اینجا بارون میاد...چه بارونی...خداجون بیزحمت سر این شیلنگو بگیر اونور!...الان که کار دارم..ایشالله دفه بعد در خدمتتون هستم ...ممنون! 
بعضیا هستن..نمی دونن جای هرچیزی کجاست ...هر چیو هر جا میذارن!هر حرفیو هر جا میزنن!خب ا د م شاکی میشه!..چه معنی داره!
اگه برگرده ...اگه رو کاشتیم جاش نخود سبز شد!!!
همین فعلا!
|
|
|
حيرون كار جميع ملت و امت!!موندم ...خداييش هر كي سر از كار اينا در مياره به منم بگه !
///
مي گما...اين ادما رو ديدين چپ مي رن راس ميرن مي گن ايروني جماعت اله ...ايروني جماعت بله...جيمبله!...همشم هر چي عيب و ايراد دارن مي چسبونن به اين ايروني جماعت؟آخه پدر من ...عزيز من ...اولندش كه تو كدوم جماعت هستي ؟از نيكاراگوئه كه نيومدي داداش من كه !..بچه همين جايي...
دومندش حالا اين ايروني جماعت شدن تنديس بدي ديگه ...آره؟....اصلا هم هيچ چيز خوبي تو وجودشون نيست ...اين چيزاي خوبيم كه مي بينيم همه مال اقوام ديگه است كه هديه دادنش به ما ملت بي فرهنگ!
(كماكان شما بچه نيكاراگوئه اي و باز هم كماكان شما جزو اون هديه دهنده ها!)....حالا خودمم بدترما!يه نژاد پرستيم كه نگو ...از اون طرفشم از همه چيز و همه كس ايراد مي گيرم انگار خودم تافته جدا بافته ام ...ولي چيكار كنم ...ايراني جماعت!عيب همه رو مي بينه جز مال خودش!!!
///
مي گم ...امسال چندمين ساليه كه ماه رمضون 30 روزه؟نكنه هر چار سال يه بار ما ههاي قمري 29 روز مي شن و ما تا حالا در جهل مركب بسر مي برديم!(در راستاي همون ايراني جماعت بودن!!!)
///
هر چيزي دوره اي شده ...يه وقت مياي مي بيني ....واووووو(با لهجه بخونش!)چقدر دوست و آشنا و ادم همفكر...بعد يه وقت ديگه مياي ميبيني واااااااااااا(ايضا اينم با لهجه!)چقدر ا د م تنهاست!...بعد يه وقت ديگه مياي ميبيني ...مي گي نه ...خوبه ...نه شوري شور..نه بي نمكي!
///
بيربطه ديگه ...چيكارش كنم!..همينه كه هست!!!(اينم باز مربوطه به همون ايراني جماعت بودن!)
///////////پ.ن:هر گونه مشابهت پدر اين پست با دوستامو تكذيب مي كنم!
|
|
|
ناديده مي گيرم كه ناديده گرفته نشم!!!منطقيه؟
///
واي كه چقدر اين كار خوبه!!!جاي شما خالي!
///
راستش اونقدر خسته ام الان كه حوصله بيشتر نوشتنو ندارم ...پس تا بعد!
|
|
|
چقدر آدمايي كه يه چيز كه تو سرشون همينجور همونو مي گيرن مي رن جلو بدون نگاه به ديد گاه اطرافيان شاكي مي كنن منو!خب آخه عزيز من ...تو كه نمي توني برا من تصميم بگيري كه ...هر وقت شرايط منو داشتي بيزحمت ...هيچي بابا! |
|
|
بدنها برهنه و نيمه برهنه ...مثله مثله...اينجا و اونجا...مادر مويه كنان...برادر بر سر زنان...پدر گريان...خواهرشيون كنان...روستا ...كدوم روستا؟...ايستگاه...كدوم ايستگاه ؟...حفره اي عميق!
///(فقط به خاطر تو!)در راستاي دودر كردن كارامروزم كه اومدم برم كامپيوترا خراب شد و من برگشتم!حال مي كنين جدي؟7 روزم هويجور الكي شد 10 روز!!!
///شوراي امنيتم باحاله!
///تو كه نه تلفنو جواب مي دي ...نه خودت زنگ مي زني ...نه آپ مي كني ...اونوقت مي گي هستي ؟كو پس؟
///من مي خوام برم موزه كي مياد؟
///راستي فيلم بيتا مال قبل انقلاب ...مي دونين كارگردانش كيه؟
///ربط اين پستم تو بيربطيش بود!بيابيد پرتقال فروش را! |
|
|
مشكل نبودنم از اينه كه من حتي كار هفت روزمو هم دودر مي كنم!!!بيخيال! |
|
|
من مي گم "انف" تو نگو "انف"..تو بگو" انف"!
***
اين ستاره ها متنام و از هم سوا مي كنن...همين!
|
|
|
نمي دونم...
***
امروز اولين روز كاريه هفت روزمه !تا چه پيش آيد! |
|
|
عذاب وجدان...كاري كردم كه گمون نمي كنم تا آخر دنيا هم از زير بار عذاب وجدانش بتونم بيرون بيام...هيچ ولي و امايي هم قبول نيست!!...الان فقط مي تونم بگم ...حتي اينم نمي تونم بگم... ***سايه ها در حركتن...ميان نزديكتر... |
|
|
امروز در به در دنبالت بودم ...با تمام وجود ...تك تك سلولام مي طلبيدنت...ولي نبودي..شايدم بودي و نديدمت...بيخيال ...دارم عادت مي كنم! |
|
|
گاهي يه كارايي مي كنم خودم تعجب مي كنم...واقعنا...راست مي گفتي...الان توجهم بيشتر شده...خوابم فكر مي كنم بيدارم ...بيدارم فكر مي كنم خوابم!چه چيزا!جلالخالق!!!
***
الان باز اين همشهريمون مياد مي گه :”ا د م !پدر جان من كه مي گم تو مشهد چيز خورت كردن!“
اونوقت منم مي رم مي گم نه بابا جان كوفوندن تو سرم!...ولي خداييش از اين حرفا گذشته خب ...تغيير كردم ديگه...هويجور يوهويي!!!شد...چراش و نمي دونم خودم...شايد بي پرواتر شدم...شايد دارم خودم ميشم...چه مي دونم شايدم دارم بازم فيلم بازي مي كنم ...ولي به قول شايد...تغيير هميشه خوبه!!! |
|
|
من خيلي به پر و پاي دين و مذهب مي پيچم...نه؟پس بيخيال اين پست...دوباره ميام! |
|
|
علي...نمي دونم كي بود...هر كي هر چي مي گه بگه ...تناقضات و ترديدها اونقدر زياده كه...بيخيال !
***
وقتي كه امام علي ضربت خوردن خب ديگه كسي برا يتيما و بي سر پرستا كمك نبرد(مي گم كمك چون يك نوع نبوده!)پس از امشب كه اونا فهميدن كه كي بوده كه بهشون كمك مي كرده شروع مي كنن همشون دعاش كردن...خب..حالا كنار اين مستمندان مريدان ايشونو هم بذارين كه براشون دعا مي كردن...خب حداقل يك شبانه روز اين بندگان خدا دعا كردن ...دعا كردن...دعا كردن...ولي...خب همتون مي دونين اخرش چي شد ديگه!همين!!!
***
اينو هويجور اتفاقي پيدا كردم :”روايت است از امام صادق (ع)كه چون در شب زفاف بنزد عروس بروي موي پيشانيش را بگير رو به قبله آور و بگو:خدايا به امانت از طرف تو او را گرفتم و بسخنان تو حلالش كردم بر خود اگر مقدر كردي برايم از او فرزندي او را مقرر كن با بركت و با تقوي از شيعيان ال محمد(ص) و مگردان براي شيطان در او شركتي و نه بهره اي “
همين!!!
***اندر احوالات اين ستاره ها...از اونجايي كه كامپيوتر من تركيده و در اورژانس به سر مي بره...و از اون جايي كه اين كامپيوتر من نيست و من قرضيدمش!...و باز هم از اونجايي كه مال بد بيخ ريش صاحابشه و اسب پيش كش و دندون نميشمرن ...اين توولز بلاگفا كلهم پريده كه هيچ!اينتر مينترم سرش نميشي!...برا همين من مجبورا از ستاره برا حل اين معضل استفاده مي نمايانم!!!
همين!!!
|
|