سلام
۱ـیه بیست روزی میشه آپ نکردمsorry
۲ـدفعه قبل تصمیم گرفتم بجای اینکه ازخوم نصیحت در کنماز تجربیات اشخاص مهم(نسبتآ)استفاده کنم
تا سطح اطلاعات عمومیتون بره بالا.
چند وقت پیش پدربزرگم اومد خونه ما،خیلیم خوشحال بود(خیلی بدم میاد که مطالبم خاطرات شخصی
بشه،اگه شد بگین)اول بذارین براتون کمی پدربزرگمو توصیف کنم:مهربون،حدود هشتادوچهار پنج ساله،
با عقاید محکم ونسبتآ خشک مذهبی،اونقدر که عمرآ بتونی عقایدشو تغییر بدی،ولی مهربونیش باعث
میشه که جز لبخند نتونی کار دیگه ای بکنی.خب میگفتم،خیلی خوشحال بودچون موفق شده بود که
حق امامو(حق امام،حق امام زمان از مال ماست که در زمان غیبت به نمایندشون یعنی ولی امر
مسلمین(آقا!)تعلق میگیره)ادا کنه و مال خودشو پاک کنه.حالا پدربزرگم یه کشاورزه که خرج خودشم به
زور در میاره و با این سنش هنوز سخت کار میکنه وتا اونجا که من میدونم تمام عمر خمس وزکات
مالشو داده ولی برای اطمینان حق امامو ادا کرده و به من گفت حالا تو خیالت راحته که مال پدربزرگت
پاکه.حالا من چی میگم؟من میگم اگه واجبه چرا آقا زادگان نمیدن ووقتی پدربزرگ من ده هزار تومن
(ده هزار تومن واسه بعضی هاپول تو جیبی یه روز بچه شونه،ولی حاصل حدود یه ماه زحمت پدربزرگمه)
میده اونا چقدر باید بدن؟!واگه نه چرا پدربزرگم بده؟
موضوع پدربزرگ من نیست،بحثم کلیه.مثل اینکه توسعه کشور اینه که فقیرهارو فقیرترو پولدارهارو
پولدارتر کنه!نفت وگاز ما بهتر فروش میره،بعد قیمت گوجه دو سه برابر میشه و حقوق کارمندا تقریبآ
ثابت میمونه.روزی دو سه بار برق میره(مثل امروز،یه بار ۸صبح،یه بار آخر نوشتن همین مطلب،منم که
درس عبرت نمیگیرم،هی فی البداهه مینویسم)اونوقت برق رو میفرستن فلانستان!تمام.
محمد الدعایه:هیچوقت سعی نکن همه رو راضی نگه داری،چون نمیتونی.
(خودش یه بار سعی کرد آلمانها رو راضی نگه داره،همه آسیا رو ناراضی کرد.)
پ.ن. پرسپولیسو حال کردین.