خوب:
برف!برف!آخ جون!بعد از ۱۲ سال مازندران برف اومد،اونم یه برف حسابی،دم خدا گرم!خدا کنه بشینه!
فردا که مدارس و دانشگاهها همه تعطیل،امتحانام وللش!
بد:
گاز نداریم!یعنی بازم شکر،الان داریم،اما کم.تا پریروز ۵ روز بود که گاز نداشتیم!اونم تو این سرما!آب وبرق
۵تا شهر مازندران هم قطعه! هم آب ،هم برق،هم گاز!خدانصیب نکنه!امتحاناتم که رو هواست!وضع
خنده داریه،نه؟!
زشت:
در اوج قطعی گاز مردم،مسئولین وصدا وسیما عین خیالشون نبود!خیلی باحال بود،روز سوم قطع گاز
استاندار اومده بود تو تی وی داشت در مورد همایش غدیر صحبت می کرد!تلویزیونیهام خیلی عادی
با قضیه برخورد میکردن.فقط ما داشتیم یخ میزدیم که همه وسایل گرمایی مون گازی بود.شایعه که
علاوه بر بالا بردن قیمت یکی از علل قطع گاز از طرف ترکمنستان،مرگ(قتل)جوان ترکمنی اهل بندرترکمن
بدست نیروی انتظامی بود.قضیه اینه که پلیس با یه جوون ماهیگیر یه درگیری ساده پیدا میکنه(تو قایق)
مثل این که هلش میدن میفته تو موتور قایق وتیکه تیکه میشه(موقع شنیدنش یاد نویان افتادم!)بعد به
قضیه رسیدگی نمیشه و مردم میریزن شیشه های فرمانداری رو میشکونن و بعد پلیس شبونه مردمو
دستگیر میکنه و...
پ.ن.همینجوری این چند روز هی یاد این شعر میفتم که برای شاه میخوندن:
پدر ملت ایران اگر این بی پدر است به چنین ملت و روح پدرش باید...