سلام مستقیم میریم ادامه ی سفر
آره میگفتم ...شبو اونجا موندیم.رفتیم دیدیم نه، جای با کلاسیه
توی یخچالش کلی هله هوله بسته بندی بود ماهم
شام نخورده،فکر هم میکردیم مفتکیه تقریبا همشو خوردیم
جز یه ذره(دلستر داشت،خوردیم،توشو آب کردیم،درشو
بستیم گذاشتیم سر جاش
)صبح زنگ زدیم از این تعمیر گاههای ایران خودرو بیاد ماشینو ببره.رفتیم خرم دره،با کلی
بدبختی(از نظر مالی)ماشینارو تعمیر کردیم وبرگشتیم هتل واسه تصفیه!حساب.(آها یادم رفت دو تا نکته رو بگم۱-شب
پنجره دستشویی باز بود،آینه شکست)
موقع حساب کردن زنه پول آینه،غذاهای تو یخچال و اتاقو به شدت گرفت(یعنی خیلی گرفت)
خلاصه رفتیم طرف تبریز...
جاده ی خیلی خوبی بود جز آخراش که شبیه یه جاده چالوس تنگ بود.رسیدیم تبریز و یه جایی نزدیک ائل گلی موندیم(تو
پارك خوابيديم
) شبو اونجا مونديم ....
ادامه دارد...
پ.ن. اون شب كه ماشين خراب شد براي يافتن دور برگردون(كه به ما آدرس داده بودن در حاليكه زيرگذر داشت)دو سه
كيلومتر خلاف رفتيم
ديديم ماشين پليس از روبرو داره مياد چراغا رو خاموش كرديمو به راهمون ادامه داديم
اومد كنارمون تركي يه چيزايي گفت مام هيچي حاليمون نميشد(حداكثر بش و يخ) ولي وقتي ديدن فارسيم و مهمون
كلي كمكمون كردن.(ولي فك كنم با ديدن وضعيت اوليه حتم داشتن ما تركيم!(جدي نگيريد))