سلام
با توجه به در پیش بودن انتخابات خب پست منم راجع به انتخاباته ولی الان دارم با ناامیدی
نسبی مینویسم که اونم بخاطر اتفاقاتی بود که امروز افتاد...
داشتم با دو تا از رفیقام از دانشگاه برمیگشتم خونه و سه تایی صندلی عقب یه تاکسی
نشسته بودیم.از اواسط راه باهم بحث راجع به انتخاباتو شروع کردیم ومن داشتم زیراب دولتو
راجع به گرونی میزدم و میگفتم پریروز رفتم سیب بخرم کیلویی۴۰۰۰تومان بود(به جون خودم
بود)که راننده میگه نه بابا سیب کیلویی ۷۰۰ شاید ۱۰ کیلو میخواستی!حالا از ما اصرارو از
راننده انکار...گفتم بابا اینهمه گرونی گفت نه همه چی ارزون شده،دولت به همه وام میده،
مسکن ارزونه و...گفتم کو ارزونی همه چی گرون شده یه علتشم همین وامه گفت نه همه دنیا
بحرانه اقتصادیه گفتم آقا جون تودنیا همه چی ارزون شده گفت نه واینا...دیگه بحثو ول کردم
که دم یه میوه فروشی پشت وانت وایساد و گفت سیبا چند(حالا سیب زرد چروک وهر کدوم
باکمی لک)گفت ۱۷۰۰!دیدم باز داره به من میگه بفرما دیدی!گفتم این سیبو داره میده ۱۷۰۰
از میوه فروشه پرسید آقا چند نوع سیب داریم؟!این میگه سیب ۴۰۰۰ تومن،احتمالاْ ۱۰ کیلو
گرفته!بعد راه افتاد!حالا میوه فروشه داره میگه آره داریم.میگه دیدی! گفتم اینکه میگه داریم
زد رو ترمز دنده عقب گرفت گفت من وقت دارم دوباره رفتیم پیش میوه فروشه،گفت آره داریم
فلان جا(یه جاده ای تو همون شهر) هم تولید میشه...راننده گفت همون سبزه وترش و اینا
میوه فروشه گفت آره.یارو گازشو گرفت گفت دیدی!سیب وارداتی رو میگه!میگم بابا اینکه گفت
تو اون جاده تولید میشه میگه نه این سبزو ترش وارداتیه،گرونه.دیگه رسیدیم و بحث هم خود
به خود تموم شد ولی بسی تاسف خوردم که با این مردم دور بعد هم همین آشه وهمین کاسه!
شاید هم ایراد از منه که زیادی امیدوارم ویا زیادی تو صلاح مملکت خسروان اینا دخالت میکنم.